السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

499

تفسير الميزان ( فارسي )

مستضعف ، هيچكدام محكوم به قتل نيستند ، و اسلام ، كشتن آنان را جايز نمىداند ، و نيز شبيخون زدن و بدون اطلاع بر سر دشمن تاختن و آب را به روى دشمن بستن و او را شكنجه دادن و مثله كردن را اجازه نمىدهد . قشون اسلام اين روش را هم چنان ادامه مىدهد تا آنكه در روى زمين اثرى از شرك باقى نماند و همه به دين خدا گرايند ، بنا بر اين تنها كسانى محكوم به قتلاند كه دين حق را نپذيرند ، و در هر جنگى كه لشكر اسلام پيروز مىشود بعد از خاتمه جنگ به هر چه از اموال و نفرات لشكر كفر مسلط شود ملك او خواهد بود ، تاريخ درخشان جنگهاى رسول خدا ( ص ) مشتمل است بر صفحاتى نورانى و مملو است از سيره عادله و پسنديده اى كه سراسر لطائفى از فتوت و مروت و ظرائفى از برو احسان است . 6 - رفتار و سيره اسلام در باره غلامان و كنيزان چگونه است ؟ : بعد از آنكه بردگى بر غلام و يا كنيزى مستقر گرديد آن غلام و كنيز « ملك يمين » شده و تمامى منافع عملش براى غير خواهد شد ، و در مقابل هزينه زندگيش بر عهده مالكش خواهد بود ، اسلام سفارش كرده كه مولا با عبد خود معامله پدر و فرزندى نموده و او را يكى از اهل بيت خود حساب كنند ، و بين او و آنان در لوازم و احتياجات زندگى فرق نگذارد ، چنان كه رسول خدا ( ص ) هم با غلامان و خدمتكاران خود همين طور رفتار مىنمود ، با ايشان غذا مىخورد ، نشست و برخاست مىكرد ، در خوراك و پوشاك و امثال آن هيچ تقدمى براى خود بر آنان قائل نبود . و نيز توصيه كرده كه بر غلام و كنيز سخت نگيرند و شكنجه ندهند و ناسزا نگويند و ظلم روا ندارند ، و اجازه داده كه اين طائفه در بين خود و به اذن اهلشان ازدواج كنند و همچنين به احرار هم اجازه داده كه با آنان ازدواج نمايند و در دادن شهادت و در كارهاى خود دخالت داده و سهيم سازند ، چه در زمان بردگيشان و چه بعد از آزاد شدنشان . ارفاق اسلام در حق بردگان به جايى رسيد كه در جميع امور با اصرار شركت مىكردند ، حتى تاريخ صدر اسلام بسيارى از بردگان را ياد مىكند كه متصدى امر امارت و قيادت لشكر شده‌اند ، در بين صحابه بزرگ رسول خدا ( ص ) نيز عده اى از همين بردگان وجود داشتند ، مانند سلمان فارسى ، بلال حبشى و ديگران ، در حسن سلوك اسلام با بردگان همين بس كه خود رسول خدا ( ص ) صفيه دختر حى بن أخطب را آزاد نمود و با او ازدواج كرد ، و همچنين جويريه دختر حارث را كه يكى از دويست نفر اسراى جنگ بنى المصطلق بود همسر خود نمود ، و اين عمل باعث شد كه بقيه نفرات هم كه همه زنان و كودكان بودند آزاد شوند . ما اجمال اين داستان را در جلد چهارم عربى اين كتاب